نگاهی به واژه" عقل" در قرآن

عقل در قرآن

عقل را در قرآن کریم و همچنین روایات معصومین(ع) به چیزی تفسیر کردند که انسان به وسیله آن حق را بفهمد و عمل کند، پس در فرهنگ دینی به مجموعه درک و عمل ، عقل می گویند. آن که درست درک نمی کند، عاقل نیست و آن که درک می کند و عالم است ولی به علمش عمل نمی کند، او هم عاقل نیست. مجموعه این دو خصلت که در آیات به نام عقل تبیین شده است، در حدیث معروف « العقل ما عبد به الرحمان و اکتسب به الجنان» بازگو شده است. [1]

و نیز به گفته علامه طباطبایی : « قرآن شریف عقل را نیرویی می داند که انسان در امور دینی از آن بهره مند می شود و او را به معارف حقیقی و اعمال شایسته رهبری می کند و در صورتی که از این مجرا منحرف گردد، دیگر عقل نامیده نمی شود. منظور از عقل در قرآن شریف، ادراکی است که در صورت سلامت فطرت، به طور تام برای انسان حاصل می شود.» [2]

در قرآن کریم 49 بار از مشتقات مادة " عقل" استفاده شده است و در عین حال واژه های دیگری مترادف با عقل تلقی گشته است، همچون حلم ( طور؛ آیه 32) ، نُهی ( طه؛ آیات 45 و 128) ، حجر ( فجر؛ آیه 5) ، قلب ( ق؛ آیه 37 و حج؛ آیه 46 و توبه ؛ آیات 87 و127) و لُبّ ( آل عمران؛ آیه 7 و رعد؛ آیه 9 و زمر؛آیه 18 و غافر؛ آیه 54) و... [3]

بررسی کلمات مذکور و کلماتی از این دست چون علم ، فکر و... در قرآن نشان می دهد که عقل در قران کریم به اعتبارهای گوناگون با نام های متفاوتی خوانده شده است و آن به جهت تناسب محتوا و لفظ است که خود از معجزات قرآن به شمار می رود.


1 . عبدالله جوادی آملی،  زن در آینه جمال و جلال، قم، مرکز نشر فرهنگی رجاء( چاپ دوم) ،1371، ص279

2. محمد حسین طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ترجمه محمدرضا صالحی کرمانی، تهران، تهران، بنیاد علمی و فکری علامه طباطبایی،چاپ دوم، 1364 ،ج2،ص250

3. محمدرضا کاشفی، مجموعه پرسش و پاسخ های دانشجویی، دفتر دوم "عقل و ایمان و انسان شناسی" ، تهیه و تنظیم نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، تهران، دفتر نشر معارف، بهار 81،چاپ دوم، ص9

/ 2 نظر / 40 بازدید
جستار

روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار خورشید سربرهنه برآمد ز کوهسار موجی به جنبش آمد و برخاست کوه ابری به بارش آمد وبگریست زار زار گفتی تمام زلزله شد خاک مطمئن گفتی فتاد از حرکت چرخ بی‌ قرار عرش آن زمان به لرزه درآمد که چرخ پیر افتاد در گمان که قیامت شد آشکار آن خیمه‌ای که گیسوی حورش طناب بود شد سرنگون ز باد مخالف حباب وار جمعی که پاس محملشان داشت جبرئیل گشتند بی‌عماری محمل شتر سوار با آنکه سر زد آن عمل از امت نبی روح‌الامین ز روح نبی گشت شرمسار .....

شادی

خدایا عقل آخرین چیزی باشد که در حیات این دنیا از ما می گیری.... از تو ممنون...کوتاه بودن نوشته هات خیلی خوبن..اگر طولانی بود اینقدر خوب نبود ..منظورم محتوا نیست مفید بودنش را عرض می کنم....ممنون التماس دعا...[گل]