هولاء المتحابون فی الله

آیت الله شیخ مجتبی تهرانی

بحث ما راجع به تربیت، یعنی روش رفتاری دادن بود. انسان به طور معمول در چهار محیط خانوادگی، آموزشی، رفاقتی و شغلی روش می گیرد و ساخته می شود و فضای پنجمی هم حاکم بر آنهاست که در آینده درباره آن بحث خواهیم کرد. بحث ما به محیط سوم یعنی محیط رفاقتی و دوستی رسید و مطالبی را هم در باب رفاقت و دوستی که مورد نظر بود، مطرح کردم. این را هم عرض کردم که این محیط چه در بعد ساختن و چه در بعد تخریب، نقش اساسی بر روی انسان دارد و حتی نسبت به محیط های دوگانه گذشته هم تاثیرگذارتر است. گاهی ممکن است محیط رفاقتی آن چیزهایی که در محیط خانواده و آموزشی ساخته می شود را تخریب کند و یا آن روش غلطی را که- نعوذ بالله- انسان در گذشته در پیش گرفته بود، تصحیح کند.
محیط رفاقتی برخاسته از محبت است و محبت منشأ می خواهد. لذا باید ببینیم که محبت بین دو دوست از چه چیزی نشأت گرفته است؟ در اینجا دو نکته را مطرح کردم؛ یک اینکه محبت اگر از امور مادی نشأت گرفته باشد، دوستی و رفاقت، نقش سازندگی نخواهد داشت، بلکه نقش تخریبی دارد، ولی اگر از بعد معنوی انسان یعنی حب به خدا نشأت گرفته باشد، در ابعاد گوناگون اعتقادی، نفسانی و عملی انسان نقش سازندگی دارد.


آثار رفاقت برای خدا در دنیا
در جلسه گذشته مساله حب فی الله یا حب لله و اثرش را عرض کردم. در این جلسه به طور اشاره بعضی از آثار دوستی و رفاقت نشأت گرفته از خدا را عرض می کنم.
1-تکامل ایمانی
اولین اثر دوستی برای خدا این است که انسان، تکامل ایمانی پیدا می کند. این مساله بسیار مهمی است؛ یعنی اگر انسانی که مؤمن بالله است، دوستی اش با افراد دیگر بر محور خدا باشد، همین دوستی ها منشأ تکامل ایمان او می شود. چون ایمان دارای درجات است و شدت و ضعف دارد. اگر دوستی با افراد، بر محور خدا باشد، موجب می شود که انسان رشد ایمانی پیدا کند.
ابوعبیده از اصحاب امام صادق(ع) است و روایتی را از آن حضرت نقل می کند که در کتب حدیث ما، این روایت به دو شکل ضبط شده است. در یکی از این روایت ها آمده است که حضرت فرمود: «من أحب لله و أبغض لله و أعطی لله فهو ممن کمل ایمانه»(کافی/2/124) هر کس برای خدا دوستی و دشمنی کند، از کسانی است که ایمانش کامل شده است. تعبیر در اینجا «لله» است. حضرت می فرماید: این دوستی، منشأ کمال ایمان می شود. همین ابوعبیده دوباره از امام صادق(ع) نقل می کند که حضرت فرمود: «من احب فی الله و أبغض فی الله و أعطی فی الله فهو ممن کمل ایمانه»(بحار/66/239) تعبیر در اینجا «فی الله» است. جلسه گذشته گفتم که ما هم «حب لله» داریم و هم «حب فی الله» و گفتم که هر دوی آنها تقریباً به یک معنا است.
آنچه که موجب می شود انسان از نظر معنوی، در این عالم مبتلا به خطاها و گناهان شود که امور مبغوض الهی هستند، نقص ایمانی است. یعنی اگر انسان ایمانش کامل بود، این کار را نمی کرد و مثلا این حرف را نمی زد. چون ایمانش ناقص است، این کارها را می کند. حالا چه کنیم که به کمال ایمانی برسیم تا مرتکب این سنخ خطاها نشویم و ابتلا به این مسائل پیدا نکنیم؟ دوستی تان را برای خدا کنید. روابطتان را، قطع و وصل هایی که با افراد داریم بر محور خدا انجام دهیم. این کار جلوی این سنخ مسائل را می گیرد. این یکی از آثار حب برای خدا بود.
2-دوستی خدا
اثر دیگر حب فی الله، این است که اگر انسان رابطه دوستی و علاقه قلبی اش به دیگری برای خدا باشد، موجب می شود که خدا او را دوست بدارد. مثلا من شما را برای خدا دوست دارم، این منشأ می شود که خدا من را دوست بدارد. انعکاس از آن طرف است.
اگر انسان دوستی اش با دیگران را بر محور حب به خدا قرار دهد، محبوب خدا می شود.
3- ولایت خدا
اثر سوم این که این محبت باعث می شود که خداوند مرا تحت سرپرستی خودش قرار دهد. اگر کسی بی سرپرست باشد، بی تربیت می شود و بعد هم پایش در چاله ها می رود و گرفتاری های زیادی در پی دارد. ولی اگر سرپرست داشته باشد، یک حالت آرامش دارد، چون تکیه گاه دارد، سرپرست دارد.
ما دو گونه ولایت داریم، یکی رشته محبتی و دوستی است و دیگری به معنای سرپرست است. اگر رفاقت و دوستی با اشخاص بر محور خدا باشد، محبت خدا را به خود جلب می کند و موجب می شود من محبوب خدا شوم و چه بسا وقتی که محبوب او شدم، او هم سرپرستی مرا می پذیرد، که ما از آن به ولایت الله و ولایت الهی تعبیر می کنیم.
ما در معارف مان یک سنخ اعمالی داریم که- نعوذ بالله- منشأ این می شود خداوند از سرپرستی نسبت به یک شخص صرف نظر کند و او را به خودش واگذار کند. اگر آدم به خودش واگذار شود، سراسر زندگی اش آمیخته به مشکلات مادی و معنوی خواهد شد.
امام عسکری(ع) این روایت را از آباء گرامشان نقل می کنند تا متصل می شود به پیغمبر اکرم که حضرت فرمود: روزی حضرت به یکی از اصحابشان فرمودند: ای بنده خدا! تو به ولایت الهی دسترسی پیدا نمی کنی، مگر آن که برای خدا دوست بداری و برای خدا دشمن بداری! (بحار/ 27/54) البته من گفتم که ولایت یا به معنای محبت است و یا سرپرستی.
یک معنای ولایت محبت خدا است، این یعنی اگر رابطه رفاقتی و دوستی ات با دیگران بر محور خدا بود و در راه خدا بود، موجب می شود که محبت خدا را به خودت جلب کنی، تو محبوب الهی می شوی. اگر ولایت را به معنای سرپرستی بگیریم، معنای روایت این می شود که اگر برای خدا دوستی کنی، تحت سرپرستی خدا قرار می گیری. این سرپرستی الهی از همین رفاقت و دوستی بر محور خدا، قطع و وصل از اشخاص بر محور خدا نشأت گرفته است.
4- چشیدن طعم ایمان
  در اصل متن آمده....
5- تصفیه و اخلاص لله
پنجم، رفاقت و دوستی بر محور خدا، موجب تصفیه انسان از ناخالصی های معنوی می شود. در اینجا یک بحثی مطرح است که همه تصفیه ها، «بتوفیق من الله» است یعنی خدا راهها را برای انسان باز می کند که او بتواند درونش را از ناپاکی ها پاک کند. خدا پیش دستی می کند و بعد هم خودش به انسان کمک می کند که موفق شود.
این دوستی موجب می شود که او از ناخالصی ها پاک شود و از مخلصین شود. تعبیر قرآنی این است که مخلصین، اصفیاءالله هستند.
عامل صفای دل
یک عامل اساسی برای اینکه انسان از اصفیاءالله شود این است که محور دوستی و رفاقتش را حب به خدا قرار دهد: در روایتی از امام باقر(ع) آمده است که: «قال رسول الله: ود المؤمن للمومن فی الله. من اعظم شعب الایمان». دوستی مؤمن با مؤمن، اگر برای خدا باشد از بالاترین مراتب ایمان است. «الا و من احب فی الله و ابغض فی الله و اعطی فی الله و منع فی الله فهو من اصفیاءالله» (بحار/66/240) آگاه باشید که هرکس برای خدا دوست بدارد و برای او دشمن دارد، در راه او ببخشد و به خاطر او دوست بدارد، از اصفیاءالله است. اینجا آخر کار است. چون یک وقت می گویی از مراتب کمال ایمان است و چنین کسی طعم ایمان را می چشد، درست است و ما از همه اینها گذشتیم. ولی این چه بسا بالاتر از همه باشد. چون بحث تصفیه باطن از همه ناخالصی ها است که در قرآن از آن به مخلصین تعبیر می شود. دیگر ما بالاتر از این نداریم. حضرت تعبیر می کند: «فهو من اصفیاءالله» یعنی به اینجا می رسد.
باید دقت کرد که دوستی و رفاقت یک کار کوچک نیست! بدانید ارزشمندترین بعد وجودی انسان دل و قلب او است و این دل، حرم الله است. برطبق روایات، دل، خانه خدا است، پس به صاحب خانه اش تحویل بده! «القلب حرم الله فلاتسکن حرم الله غیرالله» (بحار/ 76/52) در یک روایت دارد که برای خدا در روی زمین جایگاهی نیست، جز قلب مؤمن.» (عوالی اللئالی / 4/7) برای این است که دلبستگی به غیر خدا، بسیار مذمت شده است. هیچ وقت به جای خدا کس دیگری را نگذاری! روابطی برقرار کن که همسو با خدا باشد! دلبستگی هایت را برای خدا کن!
اثر و بروز دوستی لله در قیامت
حالا یک اشاره هم به بروز و ظهور این محبت در نشئه قیامت کنم. هرکدام از اعمال ما چه قلبی، چه قالبی و چه اعتقادی، مربوط به عقل، نفس یا جوارح، در قیامت بروز و ظهور دارند. کارکرد دل در قیامت بروز و ظهور دارد، همانطور که کارکرد عقل بروز و ظهور دارد. حتی آنهایی که اهلش هستند، می گویند ما یک جنت اعتقادی داریم، یک جنت اعمال جوارحی داریم. بهشت های خدا هم در قیامت مختلف است. لذا همین محبتی که بر محور خداست، در قیامت ببینید چگونه بروز می کند. ما روایات متعدده داریم که من به یک روایت اشاره می کنم. ما در روایتی از امام صادق(ع) داریم که ابوبصیر از حضرت نقل می کند که: «ان المتحابین» دونفر که با هم برای خدا دوستی دارند، «فی الله یوم القیامه علی منابر من نور قد اضاء نور وجوههم و نور اجسادهم و نور منابرهم علی کل شیء» شعاع نور آنها همه چیز قیامت را نورانی می کند. چه نور پیکره آنها باشد، چه محل و جایگاه آنها باشد! «حتی یعرفوا به» آن قدر که با این نور شناخته می شوند. «فیقال هولاء المتحابون فی الله» (وسایل الشیعه/ 61/166) اهل محشر می گویند: اینهایی را که می بینید این طور درخشیده اند، کسانی بودند که رفاقت هایشان در دنیا بر محور خدا بود. روایت های دیگری هم داریم که حتی از نظر سرعت سیر به سوی بهشت اینها از دیگران سریع تر هستند.
بنابراین دوستی ها و رفاقت ها برای انسان نقش بسیار اساسی و سرنوشت ساز دارد. در ابعاد گوناگون وجودی انسان و نشأت وجودی عالم، در هر دو مورد اثر دارد و اینها شوخی بردار نیست. لذا این محیط اقوی از همه محیط ها است. پس انسان باید مراقبت داشته باشد که طبق روایات بی خود دل به هرکس و به هر چیز نبندد؛ اول دوست را آزمایش کند سپس انتخاب کند و غرضش هم جلب رضای خدا باشد و دوستی اش لله و فی الله باشد.

   به نقل از کیهان
 

/ 2 نظر / 33 بازدید
شادی

سلام ممنون از مطلب خوب ومفیدت..اما عزیزم این دست مطالب باهمه ی درستی ودلنشینی شان انگار فقط به درد این میخورند که توی مقاله های مرتبط استفاده بشوند...رنگ وبوی امروزی وعینی سخت به خودشان می گیرند البته می فهمم که امروزی وجاری کردنش در زندگی هنر خود خواننده ودریافت کننده است اما خب خیلی سخت است واگر دعای دوستانی چون شما نباشد برای ما می شود در حد خیلی خیلی سخت... به عنوان مثال حرکت در محور خدا...قربونت برم اخه خدا..میخوام تو محورت باشم دستمو بگیر...توی این شلوغ پلوغی دنیا... یا دوستی برا اساس خدا محوری باید بگم من تقریبا باید قید اکثر دوستام رو بزنم چون خیلی کم دوستی دارم که من رو به فایده ی معنوی برسونه وخیلی هم کم کسی احتیاج ومهمتر درخواست کمک ازمن داره...

جستار

حاجيه خانم ! پاك ما بردي تو حوزه ! انگار نشستيم و حضرت آيت جوادي داره برامون درس مي گه ... حالا سطح چندمين ، نمي دونم !