بگذار در آغوش تو آرام بگیرم....

داغ ندیدنت را داشتم...

دلتنگ دوری هستم...

بعد از سالها اشتیاق وعده ما اندازه چند رکعت نماز بود و بوسیدن ...

 

پ ن: دل جنت آباد را میخواست  ... همراه یکی از آدمهای "دا" بودم کنار مسجد، جای جنت آباد سراغ بازار را گرفتم و همراهیم کرد تا بازار...بی هیچ حرف و سوالی.(خود زنی)

 

 

/ 3 نظر / 16 بازدید
سید حسین رضوی حیدری

با سلام و عرض خسته نباشید خدمت شما برادر گرامی: از وبلاگ شما بازدید کردم، وبلاگ بسیار خوب، زیبا ، جذاب و بسیار غنیی دارید، تبریک میگم. و امیدوارم گامی موثر در ترویج فرهنگ ایثار و شهادت و مبارزه با تهاجم فرهنگی باشد. اینجانب صمیمانه از شما دعوت به همکاری میکنم تا با این حرکت ها بتوانیم همچون رزمندگان و شهدای در سال 1359که در خرمشهر در برابر دشمن جانانه ایستادند تا این انقلاب به دست نا اهلان نیفتد. ما هم در مقابل دشمنان اسلام، انقلاب و شهدا باایستیم تا ارزش های دفاع مقدس را از بین نبرند. از اینرو از شما در خواست میکنم که تبادل لینک و همکاری کنیم. آدرس وبلاگ: http://baseratshahid.mihanblog.com ایمیل :razavi1144@yahoo.com تلفن:09388505719 با تشکر

مشایخی

سلام ارامش رافقط درکنار خدای بجوی واهل بیت رسول گرامیش